در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشقها میمیرند رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده بجای می مانند
سلام دوستان من
سلام
معمولا آغازگر لحظه های خوش زندگی سلام است و پایان آن خداحافظیست که این خود نیز نوید دهنده ی سلامی دگر است و آغازی دیگر
مدرسه ها نیز که با سلامی آغاز شدند و روزهای خود را سپری کردند ، کم کم بار رحیل می بندند و در حال خداحافظی با شاگردانشان هستند که باز این خود بوی طلوع مهری دگر می دهد و آغازی دگر
لحظه های این سال تحصیلی نیز گذشتند
لحظه هایی که با عبور از روزنه زمان فقط به یک واژه مبدل میشوند "خاطـــره"
خاطراتی که به قول حضرت اخوان چه شیرین و چه تلخ ، دست ناخورده بجای می مانند
شاید بهترین خاطراتی که مدارس با خود برای دانش آموزان به ارمغان می آورندبه کلاس اولیها برسد
کلاس اول که آغازگر جاده ایست بی انتها و رو به فرداهایی روشن
جاده ایست برای گریز از ظلمت و سیاهی به سوی حقیقت و روشنایی
جاده ای که در آن با پشت سر گذاشتن خار مغیلان می توان به قاف زندگی رسید و سیمرغ حقیقت را دریافت و به خود حقیقی نائل شد.
جاده ای که هدایتگر انسانست برای رسیدن به نور مطلق
...
پایان مدارس برای دانش آموزان معمولا با دو حالت همراه ست
اول خوشحالی بچه ها که توانسته اند یک سال تحصیلی را تمام کنند و پله ای دگر از زندگی را پشت سر بگذارند
و مهمتر شاید اینکه از درس و مشق فارغ شده اند و چهار ماه تعطیلی پیش رو دارند(که این خوشحالی بیشتر شامل حال معلمان عزیز میشود تا دانش آموزان)
دوم ناراحتیست که شاید در این زمان برای بچه ها بصورت بالقوه باشد و سالیان دگر به بالفعل درآید
ناراحتی ازین بابت که بهترین لحظه های بدون بازگشت دوران کودکیشان را در کنار دوستان خود همراه با بگو بخندهایشان سپری کرده اند
لحظه هایی که مملو از سادگیست و مهربانی
دورانی که در باغچه زمانش بذر محبت میکارند و صمیمیت درو میکنند
دنیای کودکی شاید تنها زمانیست که در آن انسان با روزگار خود سازگاری دارد و برای هیچ نمی جنگد
دنیاییست که تا هنگامی در آن به سر میبری ار بیرون خبری نداری و غافل از خوبیها وخوشیهای داخل آنی
و شاید زمانی به این خوبیها و خوشیها پی ببری که بیرون از آن باشی و تنها نظاره گر خاطرات بجا ی مانده از آن دورانی
...
اما مدرسه کوچک ما
هفت ستاره مدرسه کوچک ما نیز در حال خداحافظی با سال تحصیلی خود هستند
یکی از فاطمه ها که با دوران ابتدایی خود خداحافظی میکند و منتظر آغاز فصلیست همراه با راهنمایی برای رسیدن به دوران متوسطه و عالی زندگی
عبداله و عباس هم با بدرود ازین مرحله منتظر آغاز آخرین سال ابتداییشان هستند
دو تا فاطمه های سومی هم با پشت سر گذاشتن این سال، فصلی نو را در زندگیشان آغاز کرده اند. فصلی که همراه با احساس غرورست و بزرگی.
ملیکا خانم ما و محمد رضای عزیز نیز سال اول زندگیشان را که طلوعیست برای آینده ای روشن ، پشت سر میگذارند.
وخود نیز خوشحالم و خدای را سپاس می گویم که دومین سال از زندگی کاریم را در کنار بچه هایی با قلب کوچک و دلی آسمانی ، به پایان میرسانم.
به امید اینکه عمری باقی باشد تا بازهم ...
در آخر به همراه عکسی از ملیکای نازنین و محمد رضای عزیز که آخرین نگاهشان را از اولین سال زندگیشان برمیدارند و با آن خدا حافظی میکنند و تنها خاطراتشانست که با دریایی از عشق و محبت تا سالیان سال برایشان باقی می ماند ، با سال تحصیلی 88_87 ،خداحافظی میکنم.
به امید طلوع مهری دگر ...
یاعلی
بدرود
